پادکست

چگونه کتاب بنویسیم ؟

چگونه کتاب بنویسیم؟ رؤیای نوشتن کتاب برای خیلی از افراد همیشه رؤیایی دور و دست‌نیافتنی بوده و آن را غیرممکن می‌پندارند. به این آمار جالب توجه کنید:
تقریباً ۸۰٪ از افراد همیشه آرزو داشته‌اند کتاب خودشان را بنویسند، اما تنها ۰.۱٪ آن‌ها این رؤیا را عملی کرده‌اند!

تبدیل شدن به یک نویسنده می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد اما نوشتن یک کتاب آسان نیست!

ناتمام گذاشتن یک کار خیلی راحت‌تر از به پایان رساندن آن است و افراد بسیاری بوده‌اند که در میانه‌های راه تسلیم شده و دست از تلاش و نوشتن برداشته‌اند.

 

اما چطور می‌توانیم از خلاقیت خود برای نوشتن کتاب استفاده کنیم و پرده از این راز برداریم و کاری را شروع کنیم که همیشه آرزویش را داشته‌ایم؟ بسیاری از نویسندگان معتقدند هیچ روش خاص تعریف شده‌ای برای نویسندگی وجود ندارد، چراکه هر نویسنده از روش منحصربه‌فرد خود برای این کار استفاده می‌کند.

 

ما مخالفتی با این موضوع نداریم اما!

تقریبا هر نویسنده پرفروشی، الگوها و عادات نوشتاری بسیار مؤثری دارد که به او کمک می‌کند تا به هدف خود برسد و اگر شما بخواهید کتابی بنویسید تنها کافی‌ست تا کاری را انجام دهید که نویسنده‌های پرفروش انجام می‌دهند!

به‌منظور دستیابی به این هدف، 15 مرحله‌ی ساده را گردهم آوردیم تا شما را در نوشتن یک کتاب عالی یاری کنیم.

این مراحل برگرفته از تجربیات نویسندگان موفقی است که آثار پرفروش بسیاری داشته‌اند.

1. ایده اصلی کتاب را پیدا کنید.

قطعاً اولین چیزی که برای نوشتن یک کتاب نیاز دارید یک ایده است. اگر ایده‌ای نداشته باشید حتی یک صفحه هم نمی‌توانید بنویسید!

بدون داشتن یک ایده خوب ممکن نیست بتوانید از صفحه اول کتاب نیز جلوتر بروید!

اگر قبل از نوشتن کتاب می‌دانید که چه می‌خواهید بنویسید، پس حتماً ایده‌ای در سر دارید، در غیر این صورت شکست شما در این کار حتمی است. اگر هیچ ایده‌ای ندارید شاید پاسخ به چند سؤال بتواند شما را در این راه یاری کند:
● درباره چه چیزی می‌خواهم بنویسم؟
● فکر می‌کنید چه موضوعی برای نوشتن مهم است؟
● مخاطبین داستان یا موضوع کتاب من چه کسانی هستند؟
● شما به چه کتاب‌هایی علاقه دارید؟
● آیا می‌‌‌توانم موضوعات این کتاب را به شیوه‌ای تاثیرگذار بیان کنم؟
این سؤالات به شما کمک می‌کنند تا ایده‌های متفاوت ذهن خود را محدود کرده و سرانجام به یک ایده واحد برسید. ممکن است شما چندین ایده داشته باشید اما توجه و تمرکز بر روی آن موضوعی که شما به آن علاقه و تسلط دارید می‌تواند بهترین گزینه باشد.

اگر ایده ای نداشتید ؟ کتاب‌هایی که به مطالعه‌ی آنها علاقه‌مند هستید و یا کتاب‌هایی که تاثیر به‌سزایی روی شما داشته‌اند را بررسی کنید. به احتمال زیاد نوشتن کتاب هایی به این سبک بهترین گزینه برایتان باشد.

۲. در مورد سبک و ژانر موضوعتان تحقیق کنید

پس از یافتن ایده اصلی، قدم بعدی تحقیق در زمینه ژانر است. اگر کتابی که می‌خواهید بنویسید در دسته‌بندی کتاب‌های موردعلاقه خودتان است، کار شما در این مرحله ساده است.

مطالعه انواع سبک کتاب

اما اگر ژانر انتخابی شما با علایقتان متفاوت است، لازم است به بررسی چند کتاب گوناگون در زمینه ژانر انتخابی خود بپردازید.

  • کتاب چند صفحه است؟
    ● موضوعات اصلی آن چیست؟
    ● چند فصل دارد؟
    ● آیا می‌شود مشابه آن نوشت؟
    ● ساختار موضوعی کتاب چگونه است؟
    ● با چه سبکی نگارش شده؟
    ● چند صفحه دارد؟
    ● چند فصل دارد؟
    ● ساختار داستان چگونه است؟
    ● تم‌های اصلی آن چیست؟
    و مهم‌تر از همه اینکه آیا شما می‌توانید کتابی با این ویژگی‌ها بنویسید؟

تحقیق کنید ببینید معمولاً مردم چه کتاب‌هایی می‌خوانند.

14

برای تحقیق در سایت آمازون، به صفحه کتاب‌های پرفروش بروید و از نوار سمت چپ صفحه ژانر خود را جستجو کنید.
شرح کلی این کتاب‌ها را مطالعه کنید تا ببینید چه چیز باعث موفقیت این کتاب‌ها شده است.

بهترین کتاب های مدیریتی سایت آمازون

در زمان بررسی به موضوعات زیر دقت کنید:
● چرا مخاطبین این کتاب را مفید و جذاب دیده‌اند؟
● این کتاب‌ها چه محتوایی ارائه می‌دهند؟
● وجه تمایز این کتاب با دیگر کتاب‌های مشابه چیست؟
● در نهایت بیندیشید که آیا کتاب شما حرف جدیدی برای گفتن دارد؟
به عنوان مثال، اگر بخواهید یک کتاب مهیج روانشناسی بنویسید آیا راوی هوشمند و اسرارآمیزی برای بیان داستان دارید و آیا داستانتان برای به چالش کشیدن خواننده به طرح معماهای حیرت‌انگیز می‌پردازد؟ اگر کتابتان مستند است، چه موضوع خاصی برای آن در نظر دارید و آیا برای نوشتن آن دانش لازم، کافی و عمیق در اختیار دارید؟ به همین ترتیب برای مابقی ژانرها هم تحقیق کنید.

بعد از بررسی و تحلیل کتاب‌های مشابه در حوزه انتخابی، زمان آن است تا پا را فراتر بگذارید و وجه تمایزی برای کتاب خودتان پیدا کنید

۳. خلاصه و طرح کلی کتاب را بنویسید

برای نوشتن داستانی خوب و قابل قبول، بهتر است در ابتدای کار خلاصه و طرح کلی کتاب را بنویسید، به‌خصوص اگر اولین کتاب شما باشد. شما به یک طرح کلی منسجم نیاز دارید تا هرزمان به بن‌بست برخوردید از آن استفاده کنید (باور کنید در حین کار بارها ممکن است به بن‌بست برسید).

طرح کلی نویسندگی کتاب

حالا چطور طرح کلی کتاب را بنویسیم؟

در اینجا به برخی از مهم‌ترین آن‌ها اشاره می‌کنیم:

● فرمتی که برای داستانتان مناسب است انتخاب کنید.

طرح‌های کلی متفاوتی برای هر داستان وجود دارد: طرح کلی جریان سیال ذهن، طرح کلی موشکافانه و دقیق برای فصل‌ها و صحنه‌ها، طرح کلی شخصیت محور و غیره. اگر یک طرح کلی انتخاب کردید و برای کتابتان مناسب نبود، از فرمت‌های دیگر برای آن استفاده کنید.

باور کنید طرح کلی شما هرقدر هم که ضعیف باشد بهتر از آن است که کتابتان اصلاً طرح کلی نداشته باشد.

● آغاز، پایان و بدنه داستان کتاب را مشخص کنید.

بسیاری از نویسندگان دقیقاً می‌دانند که چطور داستان خود را شروع کنند اما هنوز درباره ادامه آن و پایان داستان ایده‌ای ندارند. در این مرحله می‌توانید به تمام اجزای داستان خود فکر کنید و قسمت‌هایی را برای داستان تعیین کنید و در نهایت آن‌ها را به هم وصل کنید.

بدانید که پرفروش ترین کتاب‌ها عموماً پایان‌بندی‌های قوی داشته‌اند. پس بهتر است از ابتدای کار به فکر پایان مناسبی برای داستان خود باشید.

● ماجراهای داستان خود را مشخص کنید.

کشمکش‌ها و اتفاقات داستان از نقاط قوت یک کتاب خوب محسوب می‌شود. این اتفاقات و کشمکش‌ها احساسات خواننده را برمی‌انگیزد و در او حس تنش القا می‌کند و به‌خوبی در ذهن خواننده می‌نشیند و آن‌ها را تا انتهای داستان دنبال می‌کند، در نتیجه پیامی که می‌خواهید به مخاطب خود انتقال دهید تأثیرگذارتر خواهد بود. لازم نیست از ابتدا دقیقاً بدانید کدام ماجرا در کجای داستان باید اتفاق بیفتد، اما باید بدانید که آن‌ها را چطور در داستان جای بدهید که بیشترین تأثیر را بر خواننده داشته باشند.

بهترین کتاب‌ها، پایانی دارند که خواننده احساس می‌کند آن را «به دست آورده» است!

● شخصیت‌های داستان را مشخص کنید.

اگر هنوز روی شخصیت‌ها کار نکرده‌اید، حین نوشتن طرح کلی بهترین زمان برای شخصیت‌پردازی است.

برای تعیین شخصیت ها به حداقل موارد زیر پاسخ دهید.
ویژگی‌های منحصربه‌فرد شخصیت‌ها؟
شخصیت‌ها چطور با یکدیگر برخورد می‌کنند و این برخوردها چطور شخصیت آن‌ها را در امتداد داستان اثبات می‌کند؟
چه چیزهایی برای آن‌ها مهم است؟ آن‌ها چه کسانی هستند؟
خط مشی‌های آن‌ها؟
موقعیت آن‌ها در داستان؟
و قرار است چه اتفاقاتی برایشان بیفتد؟

شخصیت پردازی قوی می‌تواند خواننده را مجذوب آن شخصیت کند

۴. با قدرت آغاز کنید

حالا وقت نوشتن است. یکی از مهم‌ترین قسمت‌های نویسندگی شروع داستان است. بدون هیچ اغراقی، صفحات اولیه داستان شما تعیین کننده موفقیت یا شکست شماست.

نویسنده غمگین

اگر این صفحات به حد کافی خوب و گیرا نباشند، خیلی از خواننده‌ها تمایلی به ادامه خواندن داستان شما ندارند و کتاب را به گوشه‌ای پرتاب کرده و هرگز آن را نمی‌خوانند.
پس شما به قلابی نیاز دارید تا با آن خواننده را به دام بیندازید و چنان توجهش را جلب کنید که نتواند در حین خواندن کتاب حتی پلک بزند!

گزیده‌ای از صفحات اول چند کتاب پرفروش را با هم بخوانیم:

“ژاک سونیر، متصدی مشهور، تلوتلوخوران وارد گالری طاق دار موزه گراند گالری شد.” راز داوینچی

“اگر بتوان همه شنبه های سال ۱۹۸۲ را یک روز در نظر گرفت، من تریسی را ساعت ۱۰ صبح آن شنبه دیدم، داشتیم در میان شن ها و سنگریزه های حیاط کلیسا قدم می زدیم و هر کدام دست مادرمان را گرفته بودیم” نوسان زمان

میدانید پافشاری شما برای چه چیزی است ؟ آیا شما باورهای درست را می شناسید که منجر به نتیجه گیری مثبت در سازمان می‌شود ؟ برایان بورکهارت – نظام گلوله برفی

سوال این است با این حال که برخی از انسان ها در لاتاری برنده می‌شوند، چرا شرایط زندگی آن ها دوباره در عرض 10 سال به حالت فقرگونه اولیه خود باز میگردند؟ گری رابرت- نبوغ میلیاردی

اینجا فرازمینی ها به شما می‌گویند سفر به سیاره زمین توسط سفینه فقط یک توهم است ما در بین شما هستیم و زندگی میکنیم …! حمید رضا حیدری نژاد – تماس با فرازمینی ها

این کتاب‌ها ژانرهای مختلفی دارند ولی در جملات اول تمام آن‌ها چیزی مشترک است: توجه مخاطب را جلب می‌کند. درست مثل این کتاب‌ها می‌توانید داستان خود را با جملاتی قوی و تا حدی اسرارآمیز آغاز کنید.

از اینجا به بعد کار شما پرشور کردن داستان و بالابردن سطح آن است. باید با پرداختن به شخصیت‌هایی روشن با انگیزه‌های مختلف احساسات خواننده را با شخصیت‌ها همراه کنید

نکته حائز اهمیت این است که شخصیت اصلی داستان مهمترین بخش داستان است، هرگز در یک زمان بیش از یک یا دو شخصیت اصلی معرفی نکنید.

برای نوشتن شخصیت اول داستان روش‌های زیادی وجود دارد. شاید مجبور باشید از جملات متفاوتی برای شروع داستان استفاده کنید، یا حتی صحنه‌های گوناگونی را امتحان کنید تا در نهایت بتوانید تعادل لازم را برقرار کنید.

مطمئن باشید این تلاش های چند باره ارزش آن را دارد که گام اول خود را بدون نقص بردارید.

۵. روی محتوای خود تمرکز کنید

همه این قسمت‌ها همچون لایه‌های کوه یخ روی هم قرار می‌گیرند و حتی اگر همیشه نتوانید آن‌ها را ببینید ولی روی هم رفته ساختار کلی داستان را ایجاد می‌کنند.

جوهره کتاب

بسیاری از نویسندگان معتقدند که کلید اصلی برای نوشتن یک کتاب عالی شیوه نگارش آن است: کلمات تأثیرگذار، جملات ماهرانه، ادبیات تمثیلی و همه فنونی که شکسپیر مجذوب و شیفته آن بوده است.

بگذارید خیالتان را راحت کنیم، نیازی به این کارها نیست. البته شیوه نگارش از اهمیت زیادی برخوردار است (اما بیشتر برای متون ادبی و شعر)، برای کار شما محتوا و جوهره داستان نقش به‌سزایی ایفا می‌کند.

به همین خاطر در ابتدا شما باید روی داستان، شخصیت‌ها، تم و حوادث و اتفاقات داستان خود تمرکز کنید.

روی جذاب تر شدن کتاب تمرکز کنید نه اینکه فقط صفحات را سیاه کنید

البته گفتنش آسان‌تر از انجام دادنش است، به‌ویژه برای شما که اولین بار است کتاب می‌نویسید.
وقتی طرح کلی وصله پینه‌ای خود را آماده کردید قطعاً شوق و ذوق دارید تا این قسمت‌ها را به هم وصل کنید، شروع به نوشتن می‌کنید و صفحات را یکی پس از دیگری فقط سیاه می‌کنید!
اگر کتاب را از این حرف‌ها پر کنید خوانندگان شما خسته می‌شوند و گاهی حس می‌کنند شما فقط می‌خواهید هنر فن بیان خود را به رخ آن‌ها بکشید.
تا اینجا نوشتن طرح کلی کار و کاربرد آن مشخص شد. شما باید ترتیب کار خود را بدانید تا در مسیر از پیش تعیین شده رو به جلو حرکت کنید.

نکات زیر برای ایجاد یک محتوای خوب مناسب است:

هر جمله ای که می نویسید بایستی دارای یکی از این دو خصیصه باشد معرفی یک شخصیت یا توصیف یک رویداد. این نظر کرت ونگوگ است و ۱۰۰٪ هم درست است.

● معرفی یک شخصیت یا توصیف یک رویداد

اگر یکی از جملات هیچ‌کدام از این دو خصیصه را نداشت آن جمله را حذف کنید. سپس ببینید اگر در متن کلی شما تغییری ایجاد نشد و همچنان متن معقولی بود دیگر آن جمله را اضافه نکنید.

● از روند داستان خود آگاه باشید.

اگر داستان کند پیش برود بدین معناست که در حجم توصیفات زیاده‌روی کرده‌اید. اگر وقایع کتاب خیلی آرام پیش می‌رود احتمالاً آن‌قدر که محو شیوه نگارش خود شده‌اید از محتوا و جوهره داستان غافل شده‌اید.

۶. خواننده محور بنویسید

اساسی‌ترین قانون نوشتن یک کتاب این است که مردم آن را بخرند و بخوانند. شما باید تلاش کنید چیزی بنویسید که خوانده شود و سعی کنید خواننده محور بنویسید.

قانون نوشتن کتاب

برای مثال، شاید بخشی از کتاب از نظر شما جالب نباشد یا رویدادی را توصیف کرده‌اید که برای خودتان جذاب نیست ولی مطمئن هستید که این بخش لازمه ماجراهای دیگر داستان است.

درست است که این صحنه‌ها خیلی پرشور و جذاب نیستند اما سطحی از آن عبور نکنید. این قسمت‌ها به تجربه خواننده کمک می‌کنند تا به واسطه آن‌ها منتظر قسمت‌های پرشور و هیجان کتاب بماند و در نظر خواننده این قسمت‌ها حکم چاشنی کتاب را دارند.

آن چیزی را بنویسید که خواننده دلش می‌خواهد بخواند.

● در ذهن خود ترسیم کنید که خواننده‌ای در حال خواندن کتاب شماست.

وقتی خود را جای او می‌گذارید یعنی خواننده را در اولویت اول خود قرار می‌دهید و این امر سبب می‌شود که هدف بازار را نشانه بگیرید.

این سبکی است که فروشنده ها برای درک بهتر مشتریان هدف خود از آنها استفاده می کنند. مخاطب را در اولویت قرار دهید

هر چه کتاب شما بتواند بیشتر به این خواننده فرضی پاسخ دهد، فروش آن آسان‌تر خواهد بود.
شاید تصمیم داشته باشید یک داستان جنایی حقیقی برای خوانندگان این ژانر بنویسید.
این خواننده‌ها قبلاً داستان‌های جنایی مختلفی خوانده‌اند. پس شما باید جزئیاتی به داستان خود اضافه کنید که قبلاً آن‌ها با آن روبه‌رو نشده‌اند و بنابراین کتاب شما موردتوجه آن‌ها قرار می‌گیرد. توصیفات داستان شما باید به‌گونه‌ای باشد که خواننده را برای خرید کتاب مجاب کند.

۷. برای تعداد کلمات خود هدف تعیین کنید

حالا برویم سراغ عادات نوشتن شما. هدفی که برای تعداد کلمات خود تعیین می‌کنید نقشی کارآمد در روند نگارش شما بازی می‌کند. به‌خصوص اگر برای تمام کردن کتاب خود مهلت تعیین کرده باشید.

برنامه ریزی برای نوشتن کتاب

برای هر روز، هر هفته و حتی هر ماه خود تعداد کلمات معین مشخص کنید و به این روش بازدهی خود را به خوبی ارزیابی کنید.
برای نویسندگان تازه‌کار تعداد کلمات زیر را پیشنهاد می‌کنیم:
 ۵۰۰ تا ۷۵۰ کلمه در روز
 ۱۵۰۰ تا ۲۵۰۰ کلمه در هفته
 ۶۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ کلمه در ماه
این اهداف برای ۳ تا ۴ روز هفته تعیین شده که برای یک نویسنده مبتدی منطقی به نظر می آید اما به مرور باید پیشرفت کنید.
حتی اگر این حداقل هدف‌گذاری پیشنهادی را رعایت کنید، یعنی ۵۰۰ کلمه در روز و ۳ روز در هفته را صرف نوشتن کنید، خیلی راحت می‌توانید ظرف یک سال کتاب خود را به پایان برسانید.

سرعت نوشتن خود را افزایش دهید

اگر می‌خواهید بدانید در سریع‌ترین زمان چطور کتاب بنویسیم، هدف‌گذاری کلمات را تغییر دهید:
• ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ کلمه در روز
• ۹۰۰۰ تا ۱۵۰۰۰ کلمه در هفته
• ۳۵۰۰۰ تا ۵۰۰۰۰ کلمه در ماه

این ارقام بر مبنای مسابقه‌ی NaNowriMo هدف‌گذاری شده است. مسابقه‌ای که در آن شرکت‌کنندگان برای نوشتن یک کتاب 50000 کلمه‌ای (حدود 150 تا 200 صفحه) به‌طور متوسط روزانه ۱۶۶۷ کلمه نوشته‌اند. کار سختی است اما می‌توان نوشتن یک کتاب را در این زمان کم تمام کرد. هزاران هزار نویسنده یک کتاب را ظرف مدت یک سال می‌نویسند و این زمان منطقی‌تری است.
قابل ذکر است هر نویسنده‌ای که در مسابقه NaNo شرکت کرده، از آن به‌عنوان تجربه‌ای سخت و طاقت‌فرسا یاد می‌کند. اکثر نویسندگان عقیده دارند این طرز کتاب نوشتن و اینکه مجبور باشی هر روز بیشتر وقت خود را صرف نوشتن کنی خسته‌کننده است، چه بسا بعد از اتمام آن باید آنچه را نوشته‌ای دوباره ویرایش کنی.

اگر این کتاب اول شماست، سعی کنید هدف گذاری قابل اجرایی برای تعداد کلمات خود داشته باشید و بسته به میزان توانایی خود کم‌کم تعداد آن را افزایش دهید. در نکته بعدی بیشتر به آن خواهیم پرداخت…

۸. یک روال مناسب برای نویسندگی بسازید

تنها راه رسیدن به هدف تعیین تعداد کلمات برای خودتان در روز، این است که یک روال مناسب و روتین برای نویسندگی خود انتخاب کنید و بدانید که این کار کیفیت نوشتن شما را نیز بالا می برد.

برای اینکه بتوانید یک روال نویسندگی خوب بسازید می‌توانید از سؤالات زیر کمک بگیرید:
 بیشترین زمان آزاد روز/هفته من چه مواقعی است؟
 چه زمانی از روز بازدهی کار من بیشتر است و چه زمانی تمایل من برای نوشتن بیشتر است؟
 اوقات نوشتن خود را چطور فاصله‌گذاری کنم تا روال کار مؤثرتر و کارآمدتری داشته باشم؟
 آیا می‌توانم بین اهدافم برای نوشتن و مسئولیت‌های دیگرم تعادل برقرار کنم؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *